

تذکر:
نویسندگان عزیز از نوشتن رمان'>رمان'>رمانهایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.
مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی میشود عبارتاست از:
1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (همجنسگرایی، ....)
2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمانها و زیر سوال بردن چارچوبهای جامعه اسلامی
3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.
و...
قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:
1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.
2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.
3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:
کلیک کنید
4. با مطالعه رمانهای نویسندگان انجمن به آنها امید نوشتن خواهید داد.
کلیک کنید
فلسفه بر دو نوع است: یکی آنکه از مسیرهای پاخوردۀ سنت
یک ساعت، یک ساعت و نیم، یا حتی دو ساعت زودتر از خواب برخیزید؛ و اگر لازم است، در صورت امکان، زودتر به رختخواب بروید. در مسئله فراتر رفتن از برنامهها، یک ساعت در صبح به اندازه دو ساعت در شب بازدهی دارد. خواهید گفت: «اما بدون اینکه چیزی خورده باشم، که بابتش باید خدمتکارم دست به کار شده باشد، نمیتوانم شروع به انجام کاری بکنم». عزیز من، در عصری که یک چراغ الکلی مرغوب (به همراه یک کتری) را میتوان به کمتر از یک شیلینگ خرید، قطعاً نخواهید گذاشت که آسودگی بیش از حدتان متکی به همکاری فوری و مشروط کس دیگری باشد! شب قبل به آن فرد دیگر، هر کس که هست، دستورهای لازم را بدهید. به او بگویید همان وقت شب یک سینی را در جای مناسبی بگذارد. این سینی باید شامل دو بیسکوییت، فنجان و نعلبکی، یک جعبه کبریت و یک چراغ الکلی باشد؛ بر روی چراغ نیز یک کتری باشد؛ بر روی کتری، درِ کتری. اما درِ کتری باید برعکس باشد. بر روی درِ برعکس کتری، قوری کوچکی باشد، شامل مقدار کمی برگ چای. سپس کافی است فقط کبریتی روشن کنید – همین. پس از سه دقیقه، آب جوش میآید و شما آن را داخل قوری (که از قبل گرم شده است) میریزید. سه دقیقه دیگر که بگذرد چای دم کشیده است. در حین نوشیدن، روزتان را شروع کنید. این جزئیات برای بی خردها بیاهمیت مینمایند، اما برای خردمندان کماهمیت به نظر نخواهند رسید. ایجاد تعادل درست و خردمندانه در سراسر زندگی، بستگی به امکان تهیه یک فنجان چای در ساعتی نامعمول از شبانهروز دارد.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
این کتاب یک راهنمای گامبهگام برای شروع مکالمات روشن و واضح در شرایط کاری روزمره است که شامل مکالمات و ایمیلهای شما با تیمتان، همتایانتان، و مدیرانتان میشود که بیش از ۸۰درصد از ارتباطات شما در محیط کار را پوشش میدهد.
تکنیکهای تشریحشده در این کتاب، مبتنی بر اصول بنیادین زیر هستند:
باید قبل از آنکه پیامتان را مخابره کنید، مخاطبتان را برای دریافت آن آماده کنید.
انسانهای مشغلههای زیادی دارند، بنابراین باید منظورتان را سریع برسانید.
مؤثرترین مکالمات کاری، بر روی اقدامات و راهحلها تمرکز دارد، نه مشکلات.
در ارتباطات اجتماعی همپوشانیهایی وجود دارد، اما تمرکز این کتاب بر گفتگوهای کاری است.
راهنمای خرید و مطالعه نسخه الکترونیک
این مطلب در سایت نگاه دانلود negahdl.com منتشر شده است.
رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.
نوشته رمان از تجریش تا راه آهن اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. رمان از تجریش تا راه آهن
دانلود رمان طنین افتاده در ثمین نودهشتیا
نام رمان: طنین افتاده در ثمین
نویسنده: فاطمه عیسی زاده(مهتا)
ژانر: طنز، عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان طنین افتاده در ثمین نودهشتیا:
ماجرای دختر جسور جنگلی به نام طنین که بویی از تمدن و تکنولوژی امروزی نبرده، شیطنت و خراب کاری هایش او را به شهر میکشاند.او که تا کنون به تنهایی با عقاید عجیب و غریب مادربزرگش بزرگ شده، حالا مجبور است با عادات عجیب تر شهری ها، پدر و خواهر دوقلویش کنار بیاید.یاد گرفتن رسوم شهری و تلاش برای عادی به نظر ها رسیدن کم بدبختی داشت، که پدر برای یادگرفتن اصول و هدفمند کردن زندگی اش او را در بالا و پایین هیجان انگیز زندگی خواهرش ثمین انداخت…خیالش هم ذهن را به خنده وا میدارد، دختر ساده و روستایی که بخواهد نقش دختر پر افاده ی شهر زده را بازی کند، چه شود…؟ اصلا شدنی است؟!مثال طنین در شهر، مثال جرقه ایست در انبار باروت.
دانلود رمان طنین افتاده در ثمین نودهشتیا
پیشنهاد نودهشتیا:
بخشی از رمان :
نزدیکی های اولگا که مشغول سیر کردن شکم خودش بود به تنهی قطور درختی که پیر بودن از شاخه به شاخه ش مشهود بود، تکیه دادم و عقده گشایی کردم:
-همین مرغی که داری نوش جان می کنی، می دونی برای من چقدر تموم می شه؟ ماجان دونه به دونه موهای سیبیلم رو با موچین می کنه! وایی از درد کتک با اون جارو دسته بلند ها و شب خوابیدن توی طویله نگم برات که اشتهات کور می شه. چند هفته پیش که از مرغ های حشمت خان برات آوردم رو یادت میاد؟
به سختی دامن بلند و سنگینم رو با دست بالا نگه داشتم و شلوار ته کشم رو تا زانو بالا دادم. پاهای سفید و کشیدهم که از ضربات ماجان جای _ جای ساقش کبود و خون مرده بود بیرون افتاد و ادامه دادم:
-ماجان با دسته مگس کش اونقدر زدتم